تبلیغات
وبلاگ حرفه و فن مدرسه شاهد حکیم - 50سال است سیاه شده ام
تاریخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390 | 12:28 ب.ظ | نویسنده : mohamadreza samimi
گفتگو با سعدی افشار، پیشكسوت تئاتر تخت‌حوضی
50 سال ‌است ‌سیاه ‌شده‌ام

بعدازظهر یك روز اسفندماه بود كه به خانه‌اش رفتم. زنگ را فشار دادم، اما گویا خراب بود و صدایی به گوش نرسید. در را به صدا درآوردم اما جوابی نشنیدم. تنها راه‌چاره تلفن همراه بود. شماره خانه را گرفتم و بعد از چند بار زنگ خوردن، صدای گرمش را شنیدم: ببخشید، زنگ خانه خراب است.

در را باز كرد و پا به خانه‌اش نهادم. عذرخواهی كرد بابت به‌هم‌ریختگی خانه و اسباب و اثاثیه‌ای كه معلوم بود مدتی است كسی به آنها رسیدگی نمی‌كند. ابتدا كم‌حوصله به نظر می‌آمد، اما وقتی سر‌صحبت باز شد و به سراغ سال‌های دور رفتیم، طراوت و شادابی‌اش را بازیافت؛ مثل آن زمان‌ها كه در نقش سیاه روی صحنه ظاهر می‌شد. سعدی افشار هنوز همان سعدی افشار قدیم است: بذله‌گو، شیرین‌سخن و به موقع متلك‌پران.

اما آنچه كه بیشتر او را به یكی از بزرگان تخت‌حوضی تبدیل كرد، نرمش و حركات خاص او روی صحنه بود.

اگرچه اینك سعدی افشار نمیتواند به روی صحنه بیاید و برای ساعتی ...

گفتگو با سعدی افشار، پیشكسوت تئاتر تخت‌حوضی
50 سال ‌است ‌سیاه ‌شده‌ام

بعدازظهر یك روز اسفندماه بود كه به خانه‌اش رفتم. زنگ را فشار دادم، اما گویا خراب بود و صدایی به گوش نرسید. در را به صدا درآوردم اما جوابی نشنیدم. تنها راه‌چاره تلفن همراه بود. شماره خانه را گرفتم و بعد از چند بار زنگ خوردن، صدای گرمش را شنیدم: ببخشید، زنگ خانه خراب است.

در را باز كرد و پا به خانه‌اش نهادم. عذرخواهی كرد بابت به‌هم‌ریختگی خانه و اسباب و اثاثیه‌ای كه معلوم بود مدتی است كسی به آنها رسیدگی نمی‌كند. ابتدا كم‌حوصله به نظر می‌آمد، اما وقتی سر‌صحبت باز شد و به سراغ سال‌های دور رفتیم، طراوت و شادابی‌اش را بازیافت؛ مثل آن زمان‌ها كه در نقش سیاه روی صحنه ظاهر می‌شد. سعدی افشار هنوز همان سعدی افشار قدیم است: بذله‌گو، شیرین‌سخن و به موقع متلك‌پران.

اما آنچه كه بیشتر او را به یكی از بزرگان تخت‌حوضی تبدیل كرد، نرمش و حركات خاص او روی صحنه بود.

اگرچه اینك سعدی افشار نمیتواند به روی صحنه بیاید و برای ساعتی مردم را به خود جذب كند، اما می‌توان تجربه و هنر او را به نسل آینده انتقال داد.

كار سیاه ‌روی صحنه چیست؟

كار سیاه افشاگری است؛ افشای بدی‌ها و كژی‌های جامعه. البته این كار را در قالب كمدی و با خنداندن مردم انجام می‌دهد. سیاه هم نیش می‌زند و هم می‌خنداند.

همین سرگرم ‌كردن و خنداندن باعث می‌شد كه به بازیگران تئاتر روحوضی، عنوان عمله‌طرب را بدهند . هیچگاه از این بابت ناراحت نشدید؟

افتخار می‌كنم كه در تمام این سال‌ها عمله طرب بوده‌ام و باعث خنداندن مردم شده‌ام. ناراحتی ندارد.

پس از آنچه پشت‌سر گذاشته‌اید بسیار راضی هستید؟

از این كه وارد این كار شده‌ام، بله. اما از خودم راضی نیستم. بعد از این همه سال، آن سیاهی كه می‌خواستم بشوم، نشدم.

60 سال است كه روی صحنه هستید. از كی بود كه سیاه شدید؟

50 سال می‌شود كه یكدست سیاه شده‌ام، اما باز هم خودم را یك سیاه خوب نمی‌دانم.

مگر باید چه می‌شدید؟

یك سیاه همه‌فن‌حریف مثل مرحوم اسدالله قاسمی. اگرچه می‌توانستم گلیم خود را از آب بیرون بكشم، اما آنان یك چیز دیگر بودند.

چه كسانی؟

قدیمی‌‌ترها؛ مثل محمود نظری، حسین حوله‌ای، اكبر شمشاد، علی‌ اژدری، پیرمرادی و عزیز نادرجو.

برای سیاه شدن چه چیزی به صورتتان می‌مالید؟

چوب‌پنبه.

چوب‌پنبه كه سیاه نیست؟

خب آن را می‌سوزانند، پودر می‌كنند و بعد از مخلوط كردن با آب به صورت می‌مالند.

پس چرا این همه از ذغال صحبت می‌شود؟

حرف مردم است. البته خودم هم كه برای اولین بار در‌ مجلسی سیاه شدم، صورت و گردنم را با ذغال سیاه كردم كه تا یك هفته آثارش مانده بود و همه جا مرا مسخره می‌كردند.

زبان شما تند است؟

زبان من نه، اما زبان سیاه چرا. زبان سیاه نوش و نیش است و در عین خنداندن مردم، گزندگی هم دارد.

بیشتر در كارهایتان چه كسانی را دست می‌انداختید؟

طنز سیاه، نوعی مبارزه با طبقه بالادست و زورگویان و حاكمان است. یك نوكر در عین این كه اربابش را دست می‌‌اندازد، به دنبال احقاق حق پایین‌دستی‌ها هم هست.

برای همین در فرانسه هم كه اجرا كردید، از ظلم به بی‌خانمان‌ها و كارتن‌خواب‌ها انتقاد كردید؟

خب طبیعی است. ما باید آماده باشیم تا هر جا كه می‌رویم متناسب با شرایط آنجا كار كنیم. انتقاد كار ما است.

شما می‌خندانید تا انتقاد كنید یا انتقاد می‌كنید تا بخندانید؟

این دو تا كنار هم باید باشند، اما اگر تماشاگر نخندد، جذب كار هم نمی‌شود.

اما خنداندن مردم این روزها سخت شده است.

مثل قدیم‌ها نیست. سال‌‌های دور می‌توانستیم با یك مزه‌پرانی، مردم را به شلیك خنده واداریم اما شرایط زندگی امروز ، سختی‌های آن و گرفتاری‌های جهان ماشینی باعث شده كه آوردن لبخند به لب مردم بسیار دشوار باشد.

البته طنزهای تلویزیونی بسیاری مواقع این كار را میكنند.

بله. وضعیت طنزهای تلویزیونی در سال‌های اخیر بسیار خوب شده و جایگاه خود را پیدا كرده است. هنرمندان بسیار مستعدی در این حوزه كار می‌كنند و تلویزیون هم بهخوبی از آنان بهره‌ می‌برد.

تاثیر هنرنمایی این هنرمندان بیشتر است یا كار شما؟

ما در بهترین شرایط می‌توانستیم 200 یا 300 نفر را با حرف‌ها و حركاتمان به خود جذب كنیم كه در طول یكسال به زحمت به عدد 40 یا 50 هزار می‌رسید، اما طنزهای تلویزیونی در هر شب، میلیون‌ها نفر را پای تلویزیون می‌نشانند.

چرا شما در تلویزیون كار نمی‌كنید تا با این تعداد مخاطب روبه‌رو شوید؟

در سال‌های گذشته كسی از ما دعوت نكرد. حالا هم كه دارم به 80 سالگی نزدیك می‌شوم، دیگر نمی‌توانم به آن خوبی گذشته كار كنم. باید واقع‌بین باشم و بپذیرم كه كهنسال شده‌ام و نمی‌توانم مثل گذشته بازی كنم. حالا نوبت جوان‌هاست و امیدوارم نسل‌های بعدی بتوانند این هنر را ادامه بدهند و برای ارتقای آن بكوشند.

به نسل آینده سیاه‌بازان اشاره كردید. آیا شرایط برای آموزش جوانان علاقه‌مند وجود دارد؟

متاسفانه نه. برای آموزش و پرورش نسل جوان، وجود كلاس‌های آموزشی، فیلم‌های نمایش‌های تخت‌حوضی و كارگاه‌های علمی نیاز است. تنها با صحبت و تمرین‌های معمولی نمی‌توان سیاه‌باز تربیت كرد. بعد از آن هم لازم است شرایطی فراهم شود تا نمایش‌های تخت‌حوضی رونق گذشته خود را پیدا كنند و اجرا شوند. ما اگر جوانان را به این سمت بیاوریم و آنان نتوانند كار كنند كه معنی ندارد.

پس به آموزش نسل جوان چندان خوشبین نیستید؟

بحث خوشبینی و بدبینی نیست. باید واقع‌بین بود. وقتی جوانان امكان تماشای نمایش‌های تخت‌حوضی و سیاه‌بازی را ندارند، چگونه می‌توان از آموزش آنان حرف زد.

چند روزی به نوروز بیشتر نمانده است. عید را چگونه می‌گذرانید؟

چندان كسی را ندارم كه رفت و آمد كند و همدیگر را ببینیم. سال‌های قبل زیاد دید و بازدید می‌رفتم، اما حالا كمتر شده است. عید را در همین خانه خواهم ماند.

اما چقدر خوب می‌شد كه ما ایام نوروز شما را روی صحنه می‌دیدیم، حتی برای چند لحظه.

خودم هم دوست دارم. اصلا سیاه‌بازی و تخت‌حوضی مناسب چنین روزهایی است. چقدر خوب می‌شود كه در نوروز هر سال جشنواره‌ای به همین مناسبت راه بیفتد و گروه‌های تخت‌حوضی فرصت پیدا كنند و به روی صحنه بیایند. سیاه‌ها می‌توانند نوروز را شادتر كنند.

در آستانه سال‌تحویل چه آرزویی خواهید كرد؟

سلامتی برای همه مردم و این كه در هیچ خانه‌ای بیمار نباشد. همه با هم دوست باشند و سرحال و خوشحال. مردم كه شاد باشند ما هم شاد خواهیم بود.